محمد تقي جعفري

157

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اشباع شدن هستند و اين مطالبه بسيار قوى و جدى است . براى تعديل اين جوشش و مطالبه ، جز قدرت شخصيت انسانى كه فعاليت عقل و وجدان را اصيل تلقى كرده و راهنمائى و توجيه آن دو را جدى تلقى نمايد ، هيچ عاملى وجود ندارد . 2 - عامل برونى - عبارتست از روابط زندگى اجتماعى كه ضرورت آنها ناشى از ضرورت خود زندگى اجتماعى است . حقيقت اينست كه نوع انسانى با داشتن استعدادها و امتيازات بسيار عالى در اصلاح و نظم زندگى اجتماعى خود ضعف اسفانگيزى نشان داده است . به اين معنى كه بشر نتوانسته است در راه بدست آوردن مزاياى زندگى اجتماعى خود ، استعدادها و نهادهاى بسيار با اهميت فردى خود را از دست ندهد . اين دو عامل باعث شده است كه مردم در زندگانى خود به دو دسته مهم تقسيم شوند : 1 - اشخاصى كه از تعديل جوشش و فعاليتهاى غرايز طبيعى احساس ناتوانى نموده و اشباع آن غرايز را متن حقيقى زندگى قرار داده و در زندگى اجتماعى نيز تسليم قالبهاى مفاهيم و اصول ساخته شده براى همزيستى فقط گشته‌اند . اينان كاروانيان « زندگى طبيعى محض » اند كه متأسفانه اكثريت چشمگير مردم را در طول تاريخ تشكيل مىدهند . 2 - اشخاصى كه فعاليت عقل و وجدان را اصيل تلقى نموده و خود را ملزم به بارور ساختن استعدادها و امتيازات مغزى و روانى خود ديده‌اند . از طرف ديگر اين رشد يافتگان در ميان قالبهايى كه زندگى اجتماعى براى آنان ساخته است ، بردهء مطلق نگشته ، آن ضرورتهاى قالبهاى اجتماعى را پذيرفته‌اند كه فقط بعنوان ضرورتهاى غير قابل دگرگون شدن تلقى نموده‌اند . در عين حال همواره يك تلاش درونى براى بدست آوردن نيروئى كه براى تعديل آن قالبها در مسير رشد اجتماعى مناسب باشد ، دارا مىباشند . اينان كاروانيان « حيات معقول » هستند كه از نظر شمارش كمى در اقليت ، ولى از ديدگاه شناخت حيات و ارزشهاى آن و همچنين از ديدگاه آرامش معقول